حدود دو هفته پیش آقایی شرکت تماس گرفت و تقاضای ۵ کیلوگرم سیلیسیم داشت. زمینه کاری ما هم تولید یکسری شمش های غیرفلزیه و هیچ ربطی به تولید سیلیسیم نداره و ما فقط به عنوان افزودنی از این ماده استفاده می کنیم. این آقای محترم به نظر دانشجو بود و برای کار تحقیقاتی نیاز به این ماده داشت. خلاصه من با مدیر بازرگانی صحبت کردم و قرار شد بعد از ارسال معرفی نامه از دانشگاه ما به صورت کاملاْ لطفی از مواد اولیه خودمان بهش این ۵ کیلو را بدیم. ( باید توجهتان را به این مطلب جلب کنم که آقای مذکور طی این مدت بارها و بارها تماس گرفت).تا دیروز که معرفی نامه فوق با کلی غلط املائی به دست ما رسید و ما هم به کارخانه ابلاغ کردیم که برای ما با اولین ماشینی که به تهران میاد بفرستند. محموله فوق امروز به دست من رسیده (توجه کنید که بعد از ارسال معرفی نامه هیچ خبری از آقای محترم فوق نشده و اینکارها را من خودم انجام دادم). وقتی دیدم سیلیسیم رسیده و خبری هم از آقا نیست از ۱۱۸ (باز هم توجه که معرفی نامه فاقد هر گونه سربرگ یا شماره تلفنی است) شماره دانشگاه مالک اشتر را گرفته و با آنجا تماس گرفتم و خواستم با شخصی که نامه را امضا کرده صحبت کنم. جواب بدین صورت بود: ایشان اصلا اینجا نیستند شما باید با دفتر خودشان تماس بگیرید. ما هم شماره ایشان را نداریم. حالا بیابید پرتقال فروش را؟؟؟؟!!!!! اگه خبری از آقای بسیار محترم نشه این وسط من بیچاره ام که توبیخ میشم.حالا من چکار کنم را یکی به من بگه. آخه از بس که همه چیز توی این مملکت گل و بلبل سریه اینهمه پیشرفت کردیم دیگه. خبر دارید که!!!!!!!